على آقا نورى
242
خاستگاه تشيع وپيدايش فرقه هاى شيعه در عصر امامان ( فارسى )
الشيعة ، المقالات و الفرق و گزارشهاى پراكنده كتاب رجالكشى دربارهء ظهور و معتقدات فرقههاى شيعى حكايت از همين امر دارد . در اينجا از گزارشهاى منسوب به ابن سبا و نيز مدعيات بنيانگذاران كيسانيه و مهدويت محمد بن حنفيه صرفنظر مىكنيم ، و با ارائه گزارشى اجمالى و عمومى از اين امر ، بررسى بيشتر آن را در بحث ويژهء واقفيه پى مىگيريم . بنابر گزارش نوبختى ، بعد از مرگ امام باقر عليه السّلام عدهاى از ياران امام قائل به مهدويت نفس زكيه و عدهاى نيز معتقد به مهدويت خود آن حضرت شدند « 1 » در يك حديث ، راوى به امام باقر عليه السّلام عرض مىكند : « همانا ما بازارهايمان را به خاطر انتظار قيام و تحقق اين امر ، رها كردهايم . . . » . زراره در نقل ديگرى مىگويد : « همانا اميد داريم كه صاحب و امامى كه خداوند قيام را به دست او ظاهر مىسازد ، شما باشيد تا اين امر به دست شما تحقق يابد . » اما امام عليه السّلام به انتظار و توقعى كه از سوى عموم مطرح بود پاسخ مثبت نداد بلكه هنگامى كه آنان پرسيدند چرا با وجود طرفداران فراوان خود در عراق به قيام موعود و مورد انتظار عمومى دست نمىزنيد ، حضرت در پاسخ فرمود : « اى و الله ما أنا بصاحبكم ، به خدا سوگند ! من صاحب شما ( مهدى ) نيستم . » « 2 » بعد از درگذشت امام صادق عليه السّلام نيز عدهاى با انكار مرگ امام و با تكيه بر برخى از روايات ، وى را مهدى قائم دانستند « 3 » . دليل آن نيز اينگونه بيان شده است كه با شروع امامت آن حضرت عده زيادى عليه حكومت جابرانه امويان به پاخاسته بودند و جامعه اسلامى نظارهگر
--> - مىپرداختند . نمونههايى از آن را مىتوان در ادعاى مهدويت براى عمر بن عبد العزيز و مهدى عباسى و يا جعل حديث سفيانى در مقابل حديث مهدوى توسط خالد بن يزيد بن معاويه دانست . ( همان ، ص 60 - 63 ) همچنين بنگريد : علوم حديث ، شماره 30 ، ص 164 به بعد ، مقاله « دودستگى شيعيان امام كاظم و پيدايش فرقه واقفيه » ، ترجمه وحيد صفرى . ( 1 ) . نوبختى ، ص 94 - 96 . ( 2 ) . كلينى ، ج 1 ، ص 342 ، 368 ، 536 . ( 3 ) . نوبختى ، ص 100 .